برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 19:01
امروز صبح که بیدار شدم دعا کردم که برای هیچکسی اتفاق بدی نیوفته.دعا میکنم امشب کلی به همه خوش بگذره.منم امشب برخلاف ۳۰ سال گذشته ی زندگیم، کلی سیگارت و پیازی و منور و بالن دارم توی خونه امهیچوقت از این صداها خوشم نیومده و لذت نبردم، فوقش فشفشه داشتم روشن کردیم خندیدیم، همیشه چهارشنبه سوری ها به بابام از ظهر زنگ میزدم که بیاد خونه، و همه دور هم مینشستیم.اما دیگه امسال یه پسر ۴سال و نیمه دارم که عاشق این صداها هست و قراره بره بالاپشت بام و بترکونه.امیدوارم همه ی بچه ها امشب رو به سلامت و شادی بگذرونن.
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 19:01
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 19:01
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 14:11
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 14:11
یکم بیشتر از وقتی که قراره بخودم آمپول بزنن استرس برای آمپول خوردن تو دارم
صبح زود قراره بیدارت کنم و بی خبر از همه جا وقتی داری میخندی دستت یه سوزن فرو بره.
کاش واکسن قطره ای بود.
بمیرم براش
انشاالله که زودتر این واکسن های تو هم تموم بشه عشقِ من
و تو دختر قوی تری نسبت به قبل میشی
و خدا رو برای تمام لحظاتت آرزو میکنم.
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 14:11